منو سایت
اسکین 98

دانلود رمان دخترها‌ عشق ‌را‌ فریاد‌ نمی‌زنند از Asma. JhN • اسکین 98

https://4skin98.ir/wp-content/uploads/2021/09/Emam-min.jpg
پست ویژه Special POST
دانلود رمان دخترها‌ عشق ‌را‌ فریاد‌ نمی‌زنند از Asma. JhN

نویسنده : Asma. JhN

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان : پدرش بال درآورد،پدر سرهنگش آرزو داشت دخترش دکتر بشود. و رها همـیشـه با آرزوهای پدرش بحث مـیکرد و مـی گفت:چرا من؟چرا به رزا نمـیگیـد درس بخـواند و برای بابا دکتر بشود.خـواهرش را مـیگفت،خـواهری که دوسالی از او بزرگتر بود و معماری مـیخـواند.برادرش هم مهندس عمران بود و در خانه خـودش زندگی مـیکرد. خـواهر و برادرش به آنچه آرزو داشتند رسیـده بودند. فقد در این خانه رها بود که هنوز به آرزو هایش دست پیـدا نکرده بود.

هنگـامـی که ماشین ایستاد.نگـاه رها به آن طرف خیابان افتاد ماتش زد دو آموزشگـاه کنار یکدیگر یکدام مقصدش و یکدام رویایش،آرزویش همانی که هر شب در خـواب مـی دیـد. آرزوهایش خـودشان را به رخ مـیکشیـدند و گویا به او مـی فهماندند تـو نتـوانستی و نمـی تـوانی و نخـواهی تـوانست.این ها همه انگیزه اش را بیشتر بیشتر مـی کرد برای دستیابی آنها تا در گوش آنها سیلی بزند و بگویـد: دیـدی تـوانستم دیـدی؟؟

چند دقـیقه ای نمـیگذشت که استاد آمده بود،استاد خانومـی بود که مدام لبخند مـیزد .و رها در دل اعتراف کرد این واقعا شیرین مـی زند.صبرش لبریز شـد و بدون تـوجه به چشمان بهت زده از کلاس بیرون آمد.

بیرون از آموزشگـاه رفت و بر روی صندلی ای که گویا برای او گذاشتـه بودند نشست.چشمانش،نگـاهش،وجودش به آموزشگـاه دوختـه شـد.خـود را در آن تصور مـیکرد و الحق هم چه رویای شیرینی بود.با چشمانی که حسرت در آن ها هویـدا بود به کسانی که وارد آموزشگـاه مـیشـدند نگـاه مـی کرد.فکر های پلیـدی به سرش مـیزد که به پدرش بگویـد:استاد ریاضی عالی بود و دور از چشمان پدر در آموزشگـاه رویاهایش ثبت نام کند.

درصورت نبودن یا مشکل داشتن لینک دانلود لطفا ما را از طریق نظرات مطلع کنید
درصورت که صاحب اثر هستید و ناراضی از انتشار پست به صفحه تماس با ما بروید
0
تاريخ ارسال : سه‌شنبه 4 ژانویه 2022
موضوع : رمان
بازديد : 81 بار
دیدگاه ها بسته شده است.



تمامی حقوق مطالب برای اسکین 98 محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.

طراحی و توسعه توسط موزیک پارس